گیس بریده و یه عالمه غم دل

نمی دونم ......................................

نمی دونم چی بگم؟!!!

خیلی قشنگ بود، خیلی غم داشت ،خیلی دلگیر بود، خیلی جای فکر داشت، حتما گیس بریده رو دیدین نمی دونم زمانی که فیلم رو تماشا می کردید چه حسی داشتید؟ چی توی ذهنتون می گذشت؟ نمی دونم نصبت به فیلم چه نگاهی داشتید؟ گذشته از بازیگرهایی که فوق العاده کار کردند سناریوی زیبایی داشت .

چه در زمان دیدن فیلم چه بعد از فیلم از خودم بدم میومد نمی دونم چرا ؟ نمی دونم کجای اون فیلم به من ربط داشت؟ شاید اینکه توی واقعیت از این آدما کم نیستن از این زندگیها از این دخترها نمی دونم با دیدن فیلم یاد دختران فراری یاد دخترای خیابونی افتادم از خودم بدم میومد چون تا به حال فکر می کردم که این دخترا افرادی هستن که خوشی زده زیر دلشونو از خونه زدن بیرون شاید کم نباشن از این دخترا اما کم هم نیستن مثال دختری با زندگی مشابه زندگی گیس بریده در حین دیدن فیلم اینقدر عصبی می شدم که نمی دونستم گریه کنم یا جیغ بزنم همش دراز می کشیدم بعد بلند می شدم می شستم ، دستهام رو محکم به هر چیزی که دور و برم بود می کوبیدم گاهی قطره اشکی می اومد که با عصبانیت پاکش می کردم وقتی که می خواستم بخوام از شده دست و پا درد خوابم نمی برد سیستم بدنی من طوری هست که وقتی عصبی می شم دست چپ و درزمانی که خیلی عصبی می شم پای چپم درد میگیره گاهی از شدت درد دور خونه راه میرم و گریه می کنم دیشبم بعد از دیدن اون فیلم کم مونده بود این کار رو بکنم درد دست و پا بماند درد دل که داشت خفم می کرد خدا یاااااااااااااااااااااآخه چرا؟ چرا بعضی بنده هات اینطورین ؟

شاید بگین فیلم بود !!!!!!! اما خوب می دونیم که توی زندگی واقعی کم نیستن از این آدما .

فیلم رو خونه مامان اینا دیدم مامانم داشت نگاه می کرد از اول تا آخر فیلم فقط گریه می کرد می گفت از این نمونه ها خیلی دیدم و نتونستم براشون کاری کنم خیلی دیدمو اگر هم کاری کردم کسی کمکم نکرد و بعد هم اون دختر به تباهی کشیده شد گریه می کرد و اونها رو جلوی چشمش می آورد مامانم مشاور دبیرستان هست یکی از دبیرستانها توی این شهر بزرگ ، تعریف می کرد می گفت شاگردی داشتم که هوش فوق العادهای داشت بسیار هم دختر محجوب و مهربونی بود میگفت این که خوبه مادرش همراهشه اون دختر نه مادرش همراهش بود نه پدرش ، هیچ کدوم نمی خواستنش همش کتکش می زدن تحقیرش می کردن می گفت یه جای سالم توی بدن این دختر نیست می گفت این دختر با این همه نجابیت و این همه هوش واستعداد یا زیر مشت و لگد های این پدر و مادر میمیره یا اینکه میشه یه دختر فراری. تعریف می کرد ، یه بار چون پدر مادرش راهش نمی دادن روزها بعد از مدرسه میرفته حرم حضرت عبدالعظیم توی روافها میشسته و شب هم چون در حرم رو میبستن می رفته توی دستشویی های حرم میشسته تا صبح بشه و دوباره بره مدرسه واااااااااااااااااااااایی خدای من میدونین یعنی چی؟ مامان می گفت رفتم آموزش و پرورش رفتم چندجا توی جلسه مطرح کردم اسم نبردم اما گفتم یه کسی با این شرایط هست می گفت گفتم یه کاری کنید یه کاری کنیم نذاریم این بچه به منجلاب کشیده بشه می گفت : هیچ کس کمکی نکرد همه مسخره کردن همه رد کردن همه گفتن پدرشه به خاطر خودش میگه ، همه گفتن شما بهتره توی مسائل خصوصی شاگرداتون دخالت نکنید آخرش هم که سال تموم شد شرمندگیش موند و دختر یا اون همه استعداد ترک تحصیل کرد و دیگه هیچ کس از ش خبری نداره .

دارم این حرفا رو می زنم و شرمنده تر از خودم می شم شرمنده تر از جامعه مون مامان می گفت توی این 25 سال سابقه کار کم نبودن افراد این چنینی و من نتونستم کاری براشون کنم با دیدن فیلم انگار غم 25 سال زندگی غم یه عالمه آدم عم دنیا غم عالم توی دلش ریخته بود مثل غم الان من که داره منفجرم می کنه .

اون که فیلم بود اون دختر که غیر از غم اخلاق باباش غم دیگه ای نداشت چه دخترهایی هستن ، چه خانواده هایی هستن ، که غم رفتار پدر تنها نیست غم چندتا برادر ا ح م ق هست که از مردی فقط زو و و حشی گری رو یاد گرفتن دخترهایی هستن که نه بابا می خوادشون نه مامان تنهای تنها واااااااااای چی می کشن؟ چه دخترایی هستن که غیر از غم اینها غم بی پولی غم فقر غم بدبختی غم دعوای پدر و مادر رو دارن به نظر شما اگر یه دختری با این شرایط بذاره بره بشه دختر فراری بشه ، بشه یکی از مشکلات جامعه تقصیر کیه؟ خانواده؟ من فکر نمی کنم کسی که مشکلش از خانواده شروع میشه حلش که دیگه دست خانواده نیست کسی که از دست خانواده می خواد فرار کنه می خواد امنیت جانی داشته باشه باید به کجا پناه ببره؟ دلم میسوزه دلم غم داره چرا کسی نیست به داد این آدما این دخترا و چه بسا این پسرا برسه ؟ چرا سرمون توی زندگی خودمونه و یکمی به بدبختای اطرافمون فکر نمی کنم ؟ هر چند فکر کنیم که چی بشه ؟ مگه می تونیم کاری کنیم ؟ نهایتش برای یکی کاری که معلم اون دختر براش کرد بکنیم برای بقیه چی ؟ تازه اون خانوم شانس اورد که مادرش تفنگی توی خونه داشت که تونست با تهدید اون عموی اون دختر رو آروم کنه و بفرستدش بیرون از خونه اما اونی که نداشت باید بایسته تا.............. نمی دونم چی بشه .

دلم خیلی گرفته نمی دنم چی بگم گاهی می گم کاش اصلا اون فیلم رو نمی دیدم ای کاش میشد کاری کرد فکری کرد اما وقتیکه اوناییکه باید کاری بکنن نمی کنن من چکار باید بکنم ؟ اصلا چکار می تونم بکنم خدایاااااااااااا فقط می گم بهشون صبر بده .

ببخشید ناراحتتون کردم اما این واقعیت زندگی ماست واقیت هزاران دختر اطراف ماست هزاران دختری که شاید همین الان داره همون بلا ها سرشون میاد .

امیدوارم این فیلم جرقه ای بشه بلکه بعضی ها بفهمن یه آمایی با این نوع زندگی هم هستن که باید براشون کاری کرد .

خوب دیگه فعلا خوش باشید دوستای گلم .

نظرات 15 + ارسال نظر
ارسلان پنج‌شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 03:41 ب.ظ http://www.silence-secret.blogfa.com

اول!

آفرین:)

ارسلان پنج‌شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 03:43 ب.ظ http://www.silence-secret.blogfa.com

سلام تارا جون...
قالب جدیدت خیلی خوشکله
مطلی این پستتو چون طولانی بود هنوز نخوندو... گفتم اول نظر بدو بعد بخونم
جوجه جون خوبه؟!
موفق باشین... بای بای

سلااااام
ممنون چشماتون خوشگل می بینه
ممنونم
خوبه قربونش بشم
ممنونم یو تو
خدا نگهدار.

مسیح پنج‌شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 05:34 ب.ظ http://www.shasooka.blogfa.com

سلام
نوشته هات بد جور به دل نشست.میدونم اما خوب از دست من و تو چه کاری بر میاد . بزرگترا که فقط یاد گرفتن حرف بزنن اما موقع عمل کم میارن .
نمدونم چی بگم . در هر حال منم متاثر شدم .
اما وقتی این چیزا رو میشنوم یا میبینم فقط یک کار میتونم بکنم اونم شکر به درگاه خداونده بابت زندگی خودم .
امیدوارم اون روز بیاد که دیگه شاهد همچین مواردی نباشیم .
یعنی میشه ؟؟؟؟؟؟؟

سلام
فکر کنم چون بدجوری دلم گرفته بود . امیدوارم روزی بشه که حرفا تبدیل به عمل بشه
واقعا مهمترین قسمتش همین شکره
امیدورام
انشالله اگر همه بخواییم میشه .

الهام جمعه 2 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 01:38 ق.ظ http://energyehastehiyerooh.persianblog.ir

سلام تارا جان

سلام عسیسم.

یه بنده خدا جمعه 2 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 02:21 ب.ظ http://karvane2004.persianblog.ir

سلام (غمگین) دلمون گرفت ... واقعا آدم فکرشو می کنه حالا جدای از اینکه حرص می خوریم از اینکه نمی تونیم کاری انجام بدیم ولی وقتی به این فکر می کنیم بعضی وقتا چقدر ناشکر هستیم بیشتر حالمون گرفته میشه

سلام :( ببخش
درسته واقعا نمیشه .
واقعا شاید این چیزا هدفشون فقط شکر خدا باشه
خدایاااااااااااا شکرت.

شاذه جمعه 2 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 05:08 ب.ظ

غم و غصه ها اینقدر زیادن که آدم نمی دونه چی بگه...

امیدوارم کم بشه تو چرا غمگینی گلم؟

ساینا جمعه 2 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 11:04 ب.ظ

سلام
من این فیلم رو ندیدم
ولی تو کشوری که همه چیش بیماره، تو چه انتظاری داری عزیزم؟
اقتصاد بیمار، سیاست بیمار، فرهنگ بیمار...
نه میفهمن پیشگیری چیه، نه درمان و نه راهکار اصلی و ریشه کنی... چرا؟
چون متوجه نمشن اگه الان دارن مبارزه میکنن با یه کار خلاف در عرض این کار باید دنبال ریشه یابی هم باشن، این کارا باید در عرض هم انجام بشه نه در طول هم
از این دخترا کم نیست
درباره ی اون دانش اموز مامانت، خیلی ناراحت شدم
باید روزی هزار بار به خاطر خانواده هامون خدا رو شکر کنیم
موفق باشی عزیزم
منم آپم

سلام خانومی
اگر اعصابشو نداری نبین
امیدوارم درست بشه امیدواری گاهی چیز بدی نیست
امیدوارم یه روز هممون متوجه بشیم که علاج واقعی و دائمی مشکلاتمون زمانی صورت میگیره که از ریشه باشه.
درسته
منم یادش میفتم اعصابم بهم میریزه
خدایا شکرد
ممنون شما هم
میام.

همسر آقا فرزاد(مرمر) شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 02:58 ب.ظ http://www.farzad-r59.blogfa.com

سلام تارا جونم خواهر قشنگم
بالاخره بعد از یه مدت کوچولو اومدم ناناز نبینم که غصه دار باشی. ازت ممنونم که پیشم اومدی عزیزم خوبی خانوم گل ؟آقا فرشاد گلت خوبه؟
سلام من و فرزاد جون را حتما برسون
قالب جدید مبارک خیلی خوشمله مثل خودت زیباست.....
یه عالمه بوس بوس

سلاااااااااااااااااااام عروسکم
کوچولو؟ برای من ۱ سال گذشت .
خواهش می کنم . ممنون خوبیم.
حتما
قررررررررررربونت
بووووووووووووس.

ارسلان شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 04:11 ب.ظ http://www.silence-secret.blogfa.com

وای! راس میگی؟!
وسوسه شدم برم فیلمو ببینم...
راستی مرسی که اومدی پیشم تارا جان!

نمی دونم راست گفتم یا دروغ !!!!!!!!!!
گفتم دیگه
اما قشنگ بود
خواهش می کنم.

مریم یکشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 11:54 ق.ظ http://www.miriyam.persianblopg.com

ابر بارنده به دریا می گفت: من نبارم تو کجا دریایی
در دلش خنده کنان دریا گفت: ابر بارنده تو خود از مائی .
ممنونم که به من سرزدی. اپم زود بیا

زیباست
خواهش می کنم
چشم.

تنهاتر از همیشه یکشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 12:22 ب.ظ http://www.paeeztalaei.persianblog.ir/

سلام من گیس بریده رو ندیدم ولی خب حتما میرم ببینمش
با حرفات موافقم
از اینجور نموننه ها خیلی زیاده
هیچ کی هم برای هیچ وقت به فریادشون نمیرسه
چون اینجا ایرانه
اگه جای دیگه بود شاید

سلام خوبه!
بله کم نیستن
درسته
چون مردم سعی نمی کنن مشکلات دیگران رو ببینن
بعید می دونم اما شاید هم حق باشما باشه.

علی یکشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 01:24 ب.ظ http://geohazard.persianblog.ir/

سلام دوست من
خیلی وقته بهم سر نزدی
هنوز مطالبت ممثل اون روزا دلنشینه ممنونم
به روزم با زلزله دیروز تهران و منتظر نظر شما و دوستانتون

سلام
شرمنده ام وقتی آدرس پرشن رو تغییردادم یک سری آدرس ها رو گم کردم .
خوشحالم ممنون
حتما .

محمد یکشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 01:48 ب.ظ http://mohamadhoda.blogfa.com

سلام تارای عزیز:

اینجور که بوش میاد شما به دیدن فیلم و نقد اون علاقه دارین . درسته؟

منم چند وقتیست وارد عرصه بازیگری شدم
خیلی علاقه دارم به تئاتر سینما و تلویزیون

در هر صورت از آشنایی با شما خوشبختم

وبتون با مطالب خوبش خیلی آموزندس

پیش منم بیاید تازه آپ کردم

خوشحال میشم نظرتون رو در مورد وبم و شعرام بدونم

موفق باشید

تا بعد بدرود

سلام
به نقدش بیشتر از دیدنش . فکر کنم بوش تقریبا درست اومده.
جالبه امیدوارم که موفق باشید
منم
لطف دارین
دیدم زیبا بود
نوشتم.
یا حق.

نازنین فاطمه یکشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 02:55 ب.ظ http://niniemaman.blogfa.com

سلام دوست مهربون
ممنون از تظر لطفت . ما که بخاطر مریضی نازنین نتونستیم بیایم سرقرار .

سلام خانومی
خواهش می کنم. آخییییییییی چرا؟
انشالله بهتر شده باشه.

یه دل خاکی با کلی پاکی یکشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 03:19 ب.ظ http://www.yeganemaabood.blogfa.com

تارا جان همه ما میدونیم که دخترای نجیب و با استعدادی مثل همون گیس بریده ول یاین کار من ئتو نیست ...ما اگه میخواستیم و میتونستیم بهشون کمک کنیم وضع از این بهتر بود...

می دونم
ایکاش می شد.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد