سلاااااااااااااااام دوست جون جونیام
امروز شنبه نمی دونم چندم مرداده خیییییییییییلی جالب بود یک اتفاق جالب یعنی این کی بود که زنگ زد؟ نمی دونین ؟ منم علی رقم کاراگاه بازیام نفهمیدم آخه از تلفن عمومی بود انگار. اینقدره جالب بوووووود وااااای تو کف موندم .
اصلا بذارین بگم چی شده :
همین چند لحظه پیش اومدم بقیه خاطرات رو بنویسم که تل همراه عزیز زنگ زد شماره عجیب غریب افتاد گوشی روبرداشتم:
من : بله بفرمایید؟
اون فرد که آقا هم بود سلام.
- سلام بفرمایید؟
- چند لحظه وقت دارین باهاتون صحبت کنم ؟
- شما؟
-مهندس محمدی هستم.
خدا منو ببخشه منم با یه حالتی گفتم: منددددددددس؟
بهش برخورد فکر کنم، گفت خانوم من برای خودم شخصیتی دارم نمی خوام مزاحمتون بشم. با همون لحن گفتم خواهش می کنم کارتونو بفرمایید ؟
- می خواستم ببینموتون.
فکرشو کنید من با چشمای از حدقه در آمده گفتم : چی؟
- می خواستم ببینمتون.
- اون موقع به چه مناسبت شما می خوایین منو ببینین؟ راستی ببخشید شما کجایی هستید؟(لهجه داشت خفن)
- من؟ تهرانی هستم
- جدا ببخشید اون موقع این لهجه از کجا اومده ؟
- لهجه؟
- بله تهرانی و این لهجه؟ (بیچاره همچین تعجب کرده بود که انگار کسی تا بحال بهش نگفته بود خفن لهجه داره) ببینین اصلا نه وقت صحبت دارم نه حوصله دروغ گفتن نه می خوام صحبت کنم . دیگه مزاحم نشید
- دروغ ؟ من دروغ نگفتم. راستش من اصلیتیم ......ی هست اما خودم ۲۰ ساله اومدم تهران
- باشه خوب دیگه مزاحم نشین .
- نه خانوم قطع نکنین یه لحظه اجازه بدی.
- خوب بفرمایید؟
- می خواستم ببینمتون.
- باشه آدرس بدین بعد من با همسرم میام اشکال نداره که؟
- همسر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
- بله شما بفرمایید کجا من و همسرم خدمت می رسیم. (بیچاره خشکش زده بود)
- شما ازدواج کردین ؟
- بله اشکالی داره؟
- نه ولی آخه کسی که شماره شما رو داده نگفت ازواج کردین.
- اون موقع این فردی که شماره منو دارده کی هست؟
- من قسم خوردم نگم.
- شما بگین کاریش ندارم که.
- نه نمی شه .
- ااااااااااا خوب باشه اشتباه شماره داده دیگه مزاحم نشین تققققققق.
گوشی رو گذاشتم حالا حس کاراگاه بازیم هم گل کرده باید می دونستم این آدم که شماره منو داده کی بوده دیگه داشتم کف می کردم آخه شماره منو کسی به اون صورت نداره .
دوباره تل گرانقدر زنگ خورد اولش جواب ندادم بعدش فضولی کنجکاوی نمی دونم چه حسی همون حسه نذاشت جواب ندم.
- بله؟(با عصبانیت تمام بخونید تازه توی شرکت کسی هم متوجه نشه)
- نمی خوام مزاحم بشم تورو خدا می خواستم بدونم راست گفتین؟
- فکر کن راست گفتم؟
- پس من می دونم و اون کسیکه شماره شما رو به من داد شخصیت منو برده زیر سوال من آدم الاف؟علاف؟ نمی دونم همون نیستم
من که می خواستم پیدا کنم این آدم بی شخصیت کی بود که با شوهر جان آدرس بدم غیرتی بشه پوستشو بکنه (البته توی رویا آقای شوهر اصولا کسی مزاحم هم بشه میگه تو بگذر شخصیت تو در حد بحث با این آدما نیست و یا اینکه خوب اشتباه کرده دیگه اشکالی نداره تو ببخش. خدایییییش منم اینطوری میشم)گفتم اگر هم راست گفته باشه.
- خوب من میخواستم با خانواده بیام مااااااااااااااااااااااااااا
- خوب شما بگین شماره منو کی داده تا من صحبت کنم .
- آخه نمی تونم بعدا می فهمین.
- کی یعنی؟
- بیایم با خانواده خدمتتون متوجه میشین.
- یعنی اینبار دیگه مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا به حد اعلا.
- اگر نگین کی بوده قطع میکنم می دونی قطع میکنم .
- نه میگم اسمش مریمه.
- مریم؟ آخه چقدر دروغ؟ من که می دونم داری دروغ میگی؟
خدایییییییش حالم داشت از این بحث بهم می خورد می خواستم زنگ بزنم جوجه بیاد حالشو بگیره ها خیلی خودمو نگه داشتم حالا گیر دادم فامیلیش چیه؟ مگه میگفت؟ اینقدر گیر دادم و تهدید به قطع کردن کردم که آخر یه مزخرفی جور کرد بهش میگم همین دیگه؟ دروغ؟ باشه مشکلی نداره حالا گیر داده حالا بیاییم؟ من که عصبانی نه.
- نه؟ چرا ؟
- خوشم نمیاد دلیلی نمی بینم . آخه چرا آخه شوهرم اجازه نمیده خداییش این تیکه حال کردما کف کرده بود اونطرف خط.
- راست میگین تورو خدا؟
- بله راست میگم این فردیکه اسمش مریم نیست فامیلیش هم اونی که گفتی نیست دروغ گفتی عین چی اما خودت می دونی کیه خواسته بذارت سر کار حالا برو هر بلایی دوست داری سرش بیار.
- آخه یعنی چی ؟ شما می خوایین منو از سر خودتون باز کنید دارین اینطوری میکنین؟
- نه آقای محترم من ۱ساله که ازدواج کردم همسرم هم همکارم هست اینجا هم هستن (خداییش همکارم هست اما اون موقع شرکت نبود رفته بود جای دیگه) می خوایین گوشی رو بدم باهاشون صحبت کنین؟(خداییش اگر می گفت آره من چیکار میکردم به نظرتون؟)
- داشتم رنگش که مثل گچ سفید شده با این حرفم رو حس می کردم.
- نه ولی من میدونم و اون فرد شخصیت منو برده زیر سوال من آدم بیکاری نیستم که از این کارا بکنم منم گفتم آره خواسته بذارت سرکار برو حالشو بگیر
- خداحافظ .بیچاره نمی دونم چی چی داشت میگفت تققققققققق گوشی رو قطع کردم ولی خیلی باحال بود برم به عزیزم بگم کلی بخندیم .
با درود و سلام؛
بسیار خرسندم از اینکه به سرای شما راه یافته ام و بسی استفاده بردم .
فرصت کردید به بنده هم سر بزنید.
در مورد تبادل لینک یا لوگو نظرتون را بهم بگین
ومنو از نظرات ارزنده خود بهره مند سازید
با احترام
سلام
لطف دارین و البته لطف کردین
حتما
خواهش می کنم
چشم
خدا نگهدار
سلام :
ممنون از اینکه به وبلاگ حقیرانه من سر زی و منو خوشحال کردی شما در لینک های من اضافه شدید امیدوارم که همیشه سربلند وسر زنده باشی.
سلام
خواهش می کنم
جالب بود شما هم به لیستم اضافه شدین موفق باشید.
سلام جیگر سلام گلی سلام خانومی شرمنده که زودتر نیومدم دیرئز از ساعت ۹صبح خونه فرزاد اینا بودم تا ۱۲شب
البته از ساعت ۹ خونه خواهر فرزاد بویدم تولدش بود
تو خوبی عزیز؟جریان این کامنتها چی هست وقتی خوندم خیلی حرصم در اومد(خیلی خیلی عصبانی) غلط کرده دختره ی بی شعور اومده هرچی خواسته گفته
متاسفم براش
رفتم وبلاگ هدیه و سمبرا را هم خوندم حیلی عصبانی شدم
سلاااااااااام عسلم کجا بودی؟(بغض)
کارا خوب پیش میره خانوم گل؟
امیدوارم همیشه خوش باشی
از طرف ماهم خدمت ایشون تبریک بگین
ممنون عزیزم خوبم ای بابا اصلا از اولش اشتباه بود از اول اشتباه کردیم با یک آدم مشکل دار صحبت کردیم. توی وبلاگ هدیه یک بحثی بود درمورد همون که خودت دیدی خیلی هم به نظرم چندش آور بود اول چیزی نگفتم تصمیم هم نداشتم کامنتی بذارم اما وقتی کامنتا رو خوندم و صحبتهای سمیرا رو خوشم اومد خیلی زیبا گفته بود البته هدیه پاکشون کرد. بعد اینکه یک خانوم با نام شیرین خیلی بی ادبانه به صحبتهای سمیرا جبهه گرفته بود هرچی سمیرا سعی کرد محترمانه مسئله رو تموم کنه اون خانوم وقیح تر شد تا جایی که منهم توی یکی از کامنتا از سمیرا خواستم دیگه با این خانوم که معلوم نیست کی هست و چیکارست تموم کنه در شخصیت اون نیست اون بنده خدا هم تموم کرد اما این خانوم دست بردار نبود اومد توی وبلاگ من به اسم جوجه سمیرا و شمیم کلی کامنتهای بی ادبانه گذاشت منهم خیلیهاشون رو تایید نکردم چون خیلی بی ادبانه بود روم نمی شد اما بدتر اینکه رفته بودتوی چنتا وبلاگ دوستان مثل شاذه و مامان آرش کامنتای بی ادبانه با اسم من گذاشته بود که منهم اون پست رو نوشتم از همه بدتر رفته بودتوی وبلاگ دوست سمیرا که انشالله به زودی قرار هست ازدواج کنن با اسم من سمیرا و شمیم و چندتا اسم دیگه کامتهای خیلی بدی گذاشته بود که همگی به شکر خدا با گذاشتن پستهایی بحث رو تموم کردیم و آقای شهریار دوست سمیرا جان هم خیلی صریح جوابش رو داد و گفت که می دونه یک خانوم با مشکل روانی هست و همه اون کامنتا رو حذف کرد اما کار هدیه و پست آخرش هم خیلی بد بود اینکه پستهای سمیرا رو تا جایی که شیرین از طرف ا ون گذاشته بود که مثلا غلط کردم رو گذاشت اصلا فکر نمی کردم که هدیه هم طرف اون خانوم بیمار رو بگیره اصلا شخصیت هدیه رو در این حد نمی دیدم الانم که کامنت گذاشته کم آوردین من گفتم آره بلکه دیگه چشمم به نوشته های کثیفش نیفته می دونی مرمر جون اگر خدایی نکرده آقا شهریار آدم دهن بینی بود ممکن بود توی رابطه اون و سمیرا مشکل پیش بیاد؟ تمام نگرانیم هم همین بود که خوشبختانه کار عاقلانه ایشون و سمیرا نشون دادکه این خانوم به هدفش نرسید و همین برام کافیه خوب دیگه گلم جوابم به اندازه یه پست شد موفق باشی عروس گلللللللللللللم.
عزیزم خودتو ناراحت نکن و باهاشون کاری نداشته باش این آدم ها ارزش اینو ندارن که بخوای در مودشون صحبت کنی.
ادامه عشقولانت کو پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خودت گفتی شنبه
بابت تلفن کلی خندیدم
قربونت عزیزم ممنون از دلگرمیت تا دوستایی مثل تو دارم غم ندارم
دقیقا
خوب میخواستم بنویسم دیگهههههههه این مهندس نذاشت انشالله اگر شد امروز نشد باشه برای فردا باشه؟
برو ادامه داستان شاذه رو بخون حال میکنی ترکونده از عشقولانه منهم باحال تره قربونت بوس عروس گلم.
وای خدا تارا جوووووون خواستگار داشتی؟؟؟؟ یعنی امیدی هست؟ (خنده)
(خنده)آره شاذه جون داشتم نا امید میشدم (چشمک)
سلام تاراجون
حالت خوبه عزیزم؟
وبت خیلی جالب وباحاله .می خواستم پست هات رو بخونم وبعد نظر بدم ..خیلی قشنگ می نویسی ...شادی از وبت می باره واین باعث نشاط طرف مقابل می شه ..یه جور انرژی مثبت پراکنی ....در مورد اپ اخرت باید بگم افرین خوب حالشو گرفتی اما حتما یه مزاحم بیکار بوده که داشته رل بازی می کرده ...اما از قبل می شناختتت ....امیدوارم عشقتون همیشه پایدار ومستدام باشه وروز به روز به اوج خودش برسه ..راستی از اشنایی باهات خیلی خوشحالم ....امیدوارم بتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم ..سلام به شوهر عزیزت هم برسون
قربانت بشم
سمیرا
سلام گلم
قربونت تو خوبی؟
لطف داری عزیز
آره دیگه خودمم همین فکرو میکنم فعلا که دمشو گذاشته رو کولش رفته
قربونت عزیز امیدوارم تو و فرد مورد علاقت هم بهم برسین و خوشبخت باشین
منهم امیدوارم شیرین هر چی که داشت ما رو بهم رسوند از این بابت خوشحالم.
آخرش این کی بود؟؟ ورژن جدید مزاحم تلفنی؟؟ یا دوستیابی به روش پیشرفته؟!!! یا ...
خوب حالشو گرفتی... ولی کاش یه قرار میذاشتی بعد حضورا میدادی بیشتر حالشو بگیرن تا دیگه از این غلطا نکنه!!! اگه هم خوب بود که...
مرسی که به من سر زده بودی! ... تو هم جالب می نویسی!
تبادل لینک میشه بکنیم؟؟
سلام خانومی
والا نفهمیدم دیگه حوصله نداشتم
قربونت لطف داری
خوشحال میشم.
آخرین سامورائی بروز شد قدم روچشم ما میزارید..
ممنون
چشم