سلااااااام خوبین؟
چه خبرا؟
وااااای دوست جونیام این روزا برام یه حال و هوای دیگه ای داره آخه می دونین چیه ؟سال گذشته همین موقع ها بود که در گیر کاراری عروس بودیم واااااااااااااااای اصلا تصورشو می کنم نمی تونم باورکنم یک سال گذشت .
عروسی ما دقیقا روز ۱۷ مرداد ۸۵ مصادف با ولادت حضرت علی(ع) بود پس فردا هم که روز ولادت حضرت علی هست پس حق بدین این روزها اصلا توی حال و هوای دیگه ای باشم تقریبا دیشب شبی مراسم حنا بندان داشتیم خیلی هم باشکوه و زیبا برگزار ش
د خیلی خوش گذشت تازه فرداش هم شنبه بود و من هم دقیقا مثل بچه های مثبت خوووووووووب بلند شدم و سر وقت در محل کارم حاضر شدم راستشو بخواین از همکارام هیچ کس نمی دونست اونهایی هم که می دونستن بارشون نمی شد که مثلا من عروسم اینقدرکه دقیق و مرتب سر کار بودم عروسی روز سه شنبه بود که تعطیل بود منهم روز دوشنبه تاساعت ۳ سرکارم مشغول کار بودم بعد هم که دیدم کار ندارم بلندشم مرخصی نوشتم و رفتم خونه یعنی قبل از عروسی فقط ۲ ساعت مرخصی اونم چون کار نداشتم چقدر من جیگرم(مدیرمون)
بعدهم رفتم خونه و یکمی نشستم با مامان و خاله جونم که خونه ما بود صحبت کردم در همین حال و احوال بودیم که جوجه زنگ زد بعد از کلی حال و احوال پرسی گفت آماده شو می خوایم بریم عروسی آخه مراسم جشن یکی از دوستای جوجه دعوت بودیم بعدهم که ازمن که وااااااای چقدر بی خیالی بعدهم که خودمم بی خیال تر بلند شدم بار و بندیلم رو جمع کردم و آماده شدم جوجه اومد دنبالم رفتیم دنبال یکی از دوستای جوجه که یک ماه بود عروسی کرده بودن رفتیم عروسیییییییییی فکرشو کنید عروس فرداشب شب قبلش تا ساعت یک و دو شب عروسی بود
بعد هم رفتیم خونه مادر آقای همسر و بعدهم استراحت کردیم صبح هم بیدار شدیم و آقای همسر بدو بدو رفتیم خونه ما وسایلم رو جمع کردم و دوش گرفتم بعد هم ساعت 11:30 ظهر تاااااااازه رفتم آرایشگاا خیلی دل گنده بودم نه؟ اما درکل همه چیز خیلی عالی بود خیلی خوش گذشت جاتون خالی .
توی همین زمانا بود که با برادر جوجه داشتیم کارتهای عروسی رو مرتب می کردیم می گفت برای شما کارت نمی دیم کارتامون کم میاد تارا خانوم منم که پرروووووووووووو مگیفتم باشه پس ماهم نمیام
بعد هم به مامان جوجه می گفتم نسرین جون ما رو عروسی دعوت نکردن ما نمیاییم
شما برین خوش بگذره از اون طرف خاله و دختر خاله جوجه زنگ می زدن می گفتن ما لباسامونو آماده کردیم راستی تارا جون تو می خوای تو عروسی چی بپوشی منم که پررووووووووو می گفتم ما دعوت نداریم خوش بگذره منو جوجه می مونیم خونه از خونه مواظبت می کنیم چون شما و همسایه ها همه میخواین برین عروسی
همه کوچه خالی میشه خطر داره خلاصه اینکه با این همه تفاسییییییییییییر بزور ما رو بردن عروسی و همی یک لباس سفید بسیار زیییییییییییبا که لباس عروس نامیدندش تنمان کردن حالا رفتم توی مراسم به همه می گم ما دعوت نداشتیم به ما کارت ندادن ما رو به زور آوردن خییییییییییلاصه اینگونه شد که ما عروس شدندی واااااااای اینقده عروس ناسسسسسسس بوود ای جااااااااان آقای دومادهم همش می آوردن می گفتن این بیاد توی خانوما بشینه پیش تو ما هم هی می گفتیم بابا زشته بماندکه قند توی دلمان آب شده بود آخه ببینین چرا آقاهای دیگه نمان الان همش جوجه میاد بعد تازه نشستن برامون توضیح دادن که ببین اینجا عروسیه .منم خوب؟ بعد تو هم عروسی
من : ااااااا جدی؟ خوب؟ بعد هم خوب جوجه داماده من: واااااااای راست می گین؟ خوب؟ بعد هم خوب داماد میاد پیش عرووووووووس
این جا بود که ما فهمیدیم عروس کیه داماد چیه اینکارا چیه؟ (دیدین من چقدر آفتاب مهتاب ندیده بودم جون خوددددددددددددددددم ؟
آخه بچه اینقدر ساده اینقدر بی ریا کجا دیدن ؟) راستش همه اینار و گفتم که بگم مثل یک خواب بود مثل یه رویا
اما خیلی قشنگ بود امیدوارم برای همه قشنگ باشه از جمله این آقای همکار ما که فردا شب عروسیشه و ما هم میخوایم بریم
. و مرمر جونم و همسر گلش الهی خوشبخت بشن همه جوونااااااا
خوب دیگه من برم ممکنه اگر دوست داشتین بعد ها جزئیات آشنایی تا به حال رو به عنوان خاطرات بنویسم چطوره؟
پ.ن: همسر عزیز و مهربونم روزت مبارک خیلی دوستت دارم عاشقتم
بازم پ. ن : عید ولادت حضرت علی (ع) بر همتون مبارک
سلام عزیزم....ممنونم که به من سر زدی...من آپ کردم...منثظر حضورتم که با دست نوشته های قشنگت منو سر افراز کنی.....راستی لینکتم کردم....(ما رو هم فراموش نکن)
****
نکته:
تمام دلخوریم از دنیا این است که هر آنچه انسان به "رسم خطا" انجام داد به "اصل بقاء" ختم شد.
سلام خانومی
خواهش می کنم
حتما
نکته: خیلی جالب بود.
سلام جیگر وای تو دیگه کی هستی خیلی باحالی :دی من ۴شنبه که حتما مرخصی میگیرم اگر نگیرم سرکار دیوونه میشم
واقعا دل گنده ای چطور قبل از عروسیت رفتی عروسی وای ی ی من عمرا اگه از این دلها داشته باشم خیلی ذوقیه شدم خاطراتت را خوندم امیدوارم شونصد ساله !!! دیگه هم بیای دوباره بگی و من بیام بخونم گوگولی مگولی
از طرف خودم و فرزاد جونی تولد امام علی را به آقای فرشاد تبریک میگم بوس بوس
وووووایی سلام عسل
ما اینیم دیگه چه کنیم
خوب تو هم که کم می خوای بری از یه هفته قبل مرخصی بگیر
آره مرمر جون همه هیکلم رو این دل گندم بهم زده
خوشحالم خوشت اومده حتما
قربونت بشم عزیزم ممنون سلام ما رو و همینطور تبریک ما رو هم برسون بووووووووووووووووووووس
سلام مهربون اخ جون اول شدم
منم این روز قشنگو به همه ی اقایون مهربون و محترم تبریک می گم
راستی به شما هم سالگرد ازدواجتو ن رو تبریک می گم امیدوارم این روز رو هیچ وقت یادتون نره و همیشه تا ۲۰۰ سال بازم واسه همدیگه سالگرد بگیرین و هر روز عاشق تر از روز قبل بشین
من به روزم با یه مطلب جالب حتما بیا به اسمونم منتظرتم دیر نکنیا[گل]
.
.
.
دنیا را برایت شاد شاد و شادی را برایت دنیا دنیا ارزومندم[گل]
سلااااام خانوم گل قابلی نداری شما اول
ممنون از طرف آقایون و ممنون از طرف خودم انشالله
ممنون عزیزم
حتممممممما (یه دسته گل)
.
.
.
منهم زندگی را برایت بهترین را آرزو می کنم(گل بوس)
سلام . مبارکه ..... دیره نه ؟
از این به بعد مهمون همیشگی میشم .....
من آپدیت میکنم پس من هستم ....
41 کلمه حرف بی ربط . من بی تقصیرم ....
سلام ممنون.....نه عزیز ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست
خیلی خوشحال می شم شما هم مهمون نمی خوایی؟
خوشحالم منم میام می خونم پس هستم
می دونم عزیزم(یه لبخند ملیح برای اولین روز آشنایی)
سلام تارا جونی شرمنده آخه کادوهارا خونشون دادم اونجا دیگه نشد عکس بندازم بیبخشید لباس عروسم پیراهن هست دکلته البته دوبند مثلا داره :دی با یه عالمه دنباله لباس نامزدیم پوشیده بود خواستم عروسی تلافی در بیارم لباس هم دیشب تعویض شد همین
سلام مرمر عروسی
قربونت عزیزم انشالله میام تنشون می بینیم (چشمک)
مباااااارکه معلومه خیلی قشنگه منم لباس عروسم دکلته بود بند هم نداشت(نیش) انشالله قسمت بشه عکسا رو ببینی آخرشه دیگه حیا میا قورت داده شده وووووایی خیلییییی اسمشو نبر
قربونت بوس بوس